× دلتنْگـے هـاے مـن بــراے تــو ×

|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

من حوّای کسی بودم که

دیر
فهمیدم آدم نیست...!!!
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ساعت 19:0 توسط arezoo| |

گــــاهی اوقات "مَجـــبوریم" بِپذیریم :



کهـــ برخی آدمها فَقط می توانند در قلبـــِـــمان باقی بمانَند ،


!!! و نَهــ در زندگیـــــمان ... !!!


 

 

خدایا جای سوره ای بنام عشق درقرانت خالیست

که اینگونه اغاز میشود:وقسم به روزی که دلت رامیشکنیم وجزخدایت مرحمی نخواهی یافت

نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ساعت 20:38 توسط arezoo| |

از مـَـــــــــــــ♥ـــرگ میتَرسم


فَقــــــ ـط ! بــِـخاطر

 

 

 


"گِـــــــــــــــــریه های مــــــ♥ـــادَرم"

نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ساعت 20:2 توسط arezoo| |

تنهایی ام را با کسی قسمت نخواهم کرد

یک بار قسمت کردم ، چندین برابر شد . .
نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ساعت 18:37 توسط arezoo| |

گاهی وقتا توی رابطه ها
نیازی نیست
طرفت بهت بگه :
برو !
همین که روزها بگذره و یادی ازت نگیره
همین که
نپرسه چجوری روزا رو به شب میرسونی
همین که کار و زندگی رو بهونه میکنه...

همین که دیگه لا به لای حرفاش دوستت دارم نباشه
و همین که حضور دیگران توی زندگیش
پر
رنگ تر از بودن تو باشه
هزار بار سنگین تر از
کلمه ی
برو واست معنا پیدا میکنه
پس بروقبل از اینکه ویرون تر از اینی که هستی بشی...

پس منم میرم ...
نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ساعت 18:35 توسط arezoo| |

آرزوی خیلی ها بودم

از آن دست نیافتنی هایشان….

ساده اسیرت شدم که قدر ندانستی…!!!


نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ساعت 18:18 توسط arezoo| |

|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ساعت 19:11 توسط arezoo| |

|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

من چرک نويس احساسات تونيستم !


"دوستت دارم" هايت را جاي ديگري تمرين کن ...!

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ساعت 19:4 توسط arezoo| |

|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

خیانت فقط به حرف زدن یا بیرون رفتن

با کس دیگه ای نیست!

فک کردن به کسی جز اونی که هست هم
خیانت...!!!
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ساعت 18:59 توسط arezoo| |

|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

به پشت سر نگاه میکنم شاید هنوز کسی مرا دوست داشته باشد ،



اما افسوس : همه کاسه آب بدست ، منتظر رفتن من هستن ...

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ساعت 18:57 توسط arezoo| |

|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

توىِ "زندگـيت" جــزءِ اون دسته از افـــرادى باش که : اگه يکي از پُشت چشماتو گرفت ، فقط يه نفر توذهـــنت بياد ، نه چند نفر...
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ساعت 18:53 توسط arezoo| |

|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

وقتی با يه نفر خوشحالی ، نيازی به دوميش نيست ! بفهم ... :|
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ساعت 18:52 توسط arezoo| |

|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

اونــی کــه از من گــذشـــت

واســه مـن درگذشـــت

روحــش شــاد و یــادش فــرامــوش...

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 12:22 توسط arezoo| |

|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

مرد نصفه شب در حالی که مست بوده میاد خونه و دستش می خوره به کوزه ی سفالی گرون قیمتی که زنش خیلی دوستش داشته، میوفته زمین و میشکنه مرد هم همونجا خوابش می بره…

زن اون رو می کشه کنار و همه چیو تمیز می کنه…
صبح که مرد از خواب بیدار میشه انتظار
داشت که زنش جر و بحث و شروع کنه و این کارو تا شب ادامه بده…
مرد در حالی که دعا می کرد که این اتفاق نیوفته میره اشپزخونه تا یه چیزی بخوره …
که متوجه یه نامه روی در یخچال می شه که زنش براش نوشته…
زن: عشق من صبحانه ی مورد علاقت روی میز آمادست…
من صبح زود باید بیدار می شدم تا برم برای ناهار مورد علاقت خرید کنم…
زود بر می گردم پیشت عشق من
دوست دارم خیلی زیاد…
مرد که خیلی تعجب کرده بود
میره پیشه پسرش و ازش می پرسه که دیشب چه اتفاقی افتاده بود؟
پسرش می گه : دیشب وقتی مامان تو رو برد تو تخت خواب که بخوابی و شروع کرد به اینکه لباس و کفشت رو در بیاره تو در حالی که خیلی مست بودی بهش گفتی…
هی خانوووم ، تنهااااام بزار ، بهم دست نزن…
من ازدواج کردم…
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 12:6 توسط arezoo| |

|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

پسر: ضعیفه!دلمون برات تنگ شده بود اومدیم زیارتت کنیم!
دختر: توباز گفتی ضعیفه؟
پسر: خب… منزل بگم چطوره؟
دختر: وااااای… از دست تو!
پسر: باشه… باشه ببخشید ویکتوریا خوبه؟
دختر:اه…اصلاباهات قهرم.
پسر: باشه بابا… توعزیز منی، خوب شد؟… آشتی؟

دختر:آشتی… راستی گفتی دلت چی شده بود؟
پسر: دلم! آها یه کم می پیچه…! ازدیشب تاحالا.
دختر: … واقعا که!
پسر: خب چیه؟ نمیگم مریضم اصلا… خوبه؟
دختر: لوووس!
پسر: ای بابا… ضعیفه! این نوبه اگه قهرکنی دیگه نازکش نداری ها!
دختر: بازم گفت این کلمه رو…!
پسر: خب تقصرخودته! میدونی که من اونایی رو که دوست دارم اذیت میکنم… هی نقطه ضعف میدی دست من!
دختر: من ازدست توچی کارکنم؟
پسر: شکرخدا…! دلم هم پیچ میخوره چون تو تب وتاب ملاقات توبودم… لیلی قرن بیست ویکم من!
دختر: چه دل قشنگی داری تو! چقدر به سادگی دلت حسودیم میشه!
پسر: صفای وجودت خانوم!
دختر: می دونی! دلم… برای پیاده روی هامون… برای سرک کشیدن تومغازه های کتاب فروشی ورق زدن کتابها… برای بوی کاغذ نو… برای شونه به شونه ات را رفتن و دیدن نگاه حسرت بار بقیه… آخه هیچ زنی که مردی مثل مرد من نداره!
پسر: می دونم… می دونم… دل منم تنگه… برای دیدن آسمون چشمای تو… برای بستنی شاتوتی هایی که باهم میخوردیم… برای خونه ای که توی خیال ساخته بودیم ومن مردش بودم….!
دختر: یادته همیشه میگفتی به من میگفتی “خاتون”
پسر: آره… آخه تو منو یاد دخترهای ابرو کمون قجری می انداختی!
دختر: ولی من که بور بودم!
پسر: باشه… فرقی نمی کنه!
دختر: آخ چه روزهایی بودن… چقدردلم هوای دستای مردونه ات رو کرده… وقتی توی دستام گره می خوردن… مجنون من…
پسر: …
دختر: چت شد چرا چیزی نمیگی؟
پسر: …
دختر: نگاه کن ببینم! منو نگاه کن…
پسر: …
دختر: الهی من بمیرم… چشات چرا نمناکه… فدای توبشم…
پسر: خدا… نه… (گریه)
دختر: چراگریه میکنی؟
پسر: چرا نکنم… ها؟
دختر: گریه نکن … من دوست ندارم مرد گریه کنه… جلو این همه آدم… بخند دیگه… بخند… زودباش…
پسر: وقتی دستاتو کم دارم چطوری بخندم؟ کی اشکامو کنار بزنه که گریه نکنم…
دختر: بخند… و گرنه منم گریه میکنماا
پسر: باشه… باشه… تسلیم… گریه نمی کنم… ولی نمی تونم بخندم
دختر: آفرین! حالا بگو برای کادو ولنتاین چی خریدی؟
پسر: توکه میدونی من از این لوس بازی ها خوشم نمیاد… ولی امسال برات یه کادو خوب آوردم…
دختر: چی…؟ زودباش بگو… آب از لب و لوچه ام آویزون شد …
پسر: …
دختر: دوباره ساکت شدی؟
پسر: برات… کادو… (هق هق گریه)… برات یه دسته گل گلایل!… یه شیشه گلابویه بغض طولانی آوردم…!
تک عروس گورستان!
پنج شنبه ها دیگه بدون تو خیابونها صفایی نداره…!
اینجاکناره خانه ی ابدیت مینشینم و فاتحه میخونم…
نه… اشک و فاتحه

نه… اشک و فاتحه و دلتنگی
امان… خاتون من! توخیلی وقته که…
آرام بخواب بای کوچ کرده ی من…
دیگر نگران قرصهای نخورده ام… لباس اتو نکشیده ام…. و صورت پف کرده از بی خوابیم نباش…!
نگران خیره شدن مردم به اشک های من هم نباش..۰!
بعد از تودیگر مرد نیستم اگر بخندم
اما… تـوآرام بخواب

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 11:41 توسط arezoo| |

|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

وای که چه لذتی داره اونی که با همه وجودت دوسش داری یهویی صدات کنه:

"عشــــــــــقــــــم"...

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 20:14 توسط arezoo| |

|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|


چقدر حس خوبی میده


وقتی دلتنگشی این
اس ام اس برات بیاد ;)


بعد تو هم بنویسی نه عزیزم...

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 13:56 توسط arezoo| |

|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

حلقه ی دســــتانت که بر کمـــــرم میزنــی ، زیـباتـرین اسارت
"زندگــــــــــــــــــی من "
است !
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 13:54 توسط arezoo| |

|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

و شاید سال ها بعد


بی تفاوت از
کنار هم بگذریم و ..


بگوییم آن غربیه


چقدر شبیه


خاطراتم
بود

نمیشود...

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 13:34 توسط arezoo| |

|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

عاشق اسمم می شوم


وقتی


تو صدایم می کنی ...

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 13:32 توسط arezoo| |

|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

میان انسان و شرافت رشته باریکی وجود دارد

و
اسم آن "قـــــول" است...

ما به هم قول دادیم مگه نه؟؟؟
(مخاطب خاص)

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 13:31 توسط arezoo| |

|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

وقتی مرا بغل میکنی ...
چنان جاذبه ی
آغوشـــــت ..
به جاذبه
زمین غلبـــــه میکند ...
که روحم به پــــرواز در می آید .. !!

"دلــــــم یه بغل ســــــــــــِفت میخواد"

 

مخاطب خاص من

 

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 13:29 توسط arezoo| |



یــﮧ دنیا فــاصله ســت . . .
بیـن دنیــای کـسی کــﮧ . .,
شبا بـا قـرص خــوابـش.  میبـره . .
بـا اون کسـی کـﮧ بــا یـﮧ اس ام اس " دوست دارم " میخــــوابـه . . .!
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۲ساعت 20:31 توسط arezoo| |

 

خُـدایـــآ ؟

کَمے بیـآ جلـوتَـر . . .

مےخـوآهَـم دَر ِ گوشَت چیزے بـگویَـم

ایـלּ یکـــ اعتراف است . . .

مـ َــ ــ ـלּ . . .

بے او . . .

دَوآم نـِمے آورم

حَتے تــآ صـُبح ِ فـَـردآ . . . !

 
صبر کردن دردناک است ..

و فراموش کردن دردناک تر !!

ولی از این دو دردناک تر این است
که ندانی باید صبر کنی یا "فراموش" ...؟!
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۱ساعت 11:25 توسط arezoo| |

" حــــال مـــن خـــــوب اســت "

بــزرگ شـــده ام ...

دیگر آنقــدر کــوچک نیستـم که در دلـــتنگی هـــایم گم شــوم!

آمـوختــه ام،

که این فـــاصــله ی کوتـــاه، بین لبخند و اشک نامش" زندگیست "

... آمــوختــه ام که دیگــر دلم برای " نبــودنـت " تنگ نشـــود . . .

راســــــتی، دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خــــــــوب یاد گـــرفتــه ام ...

"اری ... حــــال مـــن خـــــــوب اســت " ... خــــــوبِ خــــوب!!




نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۱ساعت 12:53 توسط arezoo| |

چقدر این دوست داشتن های بی دلیل خوب است
مثل همین باران بی سوال
که هی آرام و شمرده شمرده می بارد
باران که می بارد
تمام کوچه های شهر پر از فریاد من است
که می گویم:
" من تنها نیستم!
تنها
 منتظرم...


 

نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۱ساعت 12:33 توسط arezoo| |

این روزها اگه کسی گفت :من عـــاشقتــــم

… بپــــرس : تــــا ســــاعت چنـــــد ؟ ...

 

آرام و آهــــسته از تـ ـو مــے گــویَــم تــآ هیــچ کــَس نآم تـــو رآ نشــنَوَد...!

آرام و آهــــسته بآ خیــــآل تـ ـو رآه مــے رَوَم و مــے پـــندآرَم دَر کــــنآرَم خــوآهــــے مآنـ ـد...!

و تـ ـ ــــ✘ـــو...

آرام و آهـــــسته از مــَن مـ ـے گـــُذرے بــے آنڪــﮧ از مَــــن بپــــُرسـ ـے 

                                        آیـ ـآ بــه بودَنــَت نیـ ـآز دآرَم؟؟                              

                                       

نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۱ساعت 13:58 توسط arezoo| |

نـــَــﮧ.... !


الــآن نـَــﮧ... !


فـِـعلا دورت شُلوغــِـﮧ.... !


تَنهــآت كـــﮧ گـُـذاشتـَـטּ....يـــآد ِ مـَـטּ مے اُفتے....


اونوَقت ديگـِــﮧ شَرمنده


چون احتـِمالا مـَــטּ ديگـــِــﮧ تَنهـــآ نيستـَـم ! !

 

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۱ساعت 16:8 توسط arezoo| |

خیــره بـــِﮧ مَـــردُم

نِشـــــَســتـﮧ اَم

تنهـــ ـــاے تنهـــــــا

نَـﮧ کَسے حالَم رآ مے پُرسَــــد

نَــﮧ کَسے هَوآ یَـــ ـم رآ دآرد

عـیب نَدآرد

سآلـ ــهآسـت بــِـﮧ ایــن زِنــدِگـے ـ عــآدت کـ ــرده اَم

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۱ساعت 19:14 توسط arezoo| |

آهاے کافـﮧ چے :
در این روزهاے پُر رفت و
بے آمد
ندیدے عزیزے را کـﮧ تمام ِ تلاشش در رفتـטּ بود و نماندטּ ؟

این آخَرے ها خَبر دیدنش را در کافـﮧ اے بـﮧ مـَטּ دادند ؛
اگر رفتـﮧ کـﮧ هیچ
اگر باز هم آمد تو ... قهوه اے تلخ تـَر از تمامے تلخ ها بـﮧ حساب مَـטּ برایش بریز ,
اگر از تـَلخے اش گلـﮧ و شکایتی کرد بگو :

فِلانے گفت :
این تلخے در برابر رفتنت هیچ است .
بگو : کـِﮧ فلانی در بـﮧ در این کافِه بـﮧ آטּ کافه در پے تو بود بے انصاف !

آهای کافـﮧ چی حواست با مـטּ است ؟

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 11:14 توسط arezoo| |


آخرين مطالب
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»

Design By : RoozGozar.com